چنگ دل

چنگ دل آهنگ دلكش مي زند  /  ناله عشق است و آتش مي زند

قصه دل دلكش است و خواندني است / تا ابد اين عشق و اين دل ماندني است

مركز درد است و كانون شرار /  شعله ساز و شعله سوز و شعله كار

بغض يك صحرا جنون در چنگ او /  يك نيستان ناله در آهنگ او

نغمه را گه زير و گه بم مي كند /  خرمني آتش فراهم مي كند

كرده خود را ميزبان شعله ها /  تا بسوزد در ميان شعله ها

 

هركه عاشق پيشه تر بي خويش تر /  هر دلي بي خويش تر درويش تر

در دل من باغ ها از لاله هاست / همچو ني در بند بندش ناله هاست

با خيال لاله ها صحرا نورد / دشت را پويد ولي با پاي درد

مي رود تا سرزمين عشق و خون /  تا ببيند حالشان چون است و چون

بر مشام جان رسد از هر كنار /  بوي درد و بوي عشق و بوي يار

 

گوي سبقت مي برند اين خاكيان /  در عروج خويش از افلاكيان

عشق زين جا اوج پيدا مي كند /  قطره اين جا كار دريا مي كند

رخصتي تا ترك اين هستي كنيم /  بشكنيم اين شيشه تا مستي كنيم

پرده بالا رفت و ديدم هست و نيست /  راستي ناديدني ها ديدني است

 

چنگ دل آهنگ دلكش مي زند  /  ناله عشق است و آتش مي زند......


شاعر: نمي دانم اما اين شعر را با صداي آقاي كويتي پور كه بسيار هم زيبا خوانده است بارها و بارها شنيده ام.

 

علي (ع) از فتنه مي گويد

كتاب آموزش نهج البلاغه نوشته دكتر سيد محمد مهدي جعفري را مطالعه مي كردم . حيفم آمد چند سطري از آن را كه بي مناسبت هم نيست نقل نكنم. لذا در زير قسمت هايي از اين كتاب كه مربوط به بحث (( فتنه و عوامل آن )) است را آورده ام . اميد است مورد استفاده دوستان قرار گيرد.

چگونگي پديد آمدن و گسترش فتنه

امير المومنين درباره چگونگي پديد آمدن فتنه در آغاز و گسترش بعدي آن در خطبه 50 نهج البلاغه مي فرمايند:

 بي گمان آغاز پديد آمدن فتنه ها خواست هاي بي پايه ايست كه به وسيله ديگران پيروي مي شود، و حكم هاي بي ريشه از خود پديد آورده ايست كه در آنها با احكام كتاب خدا مخالفت مي شود ، و كساني افرادي را بر پايه اي غير از قوانين خدا سرپرست اجراي آن احكام مي كنند در چنين شرايطي اگر باطل از آميختگي با حق رها مي شد از ديد حق جويان پنهان نمي ماند و چنانچه حق از پوشش باطل برهنه مي نمود حتما زبان ستيزندگان از گفت و گوهاي فريبنده و بيهوده و ادعا هاي بيجا در باره آن مي بريد، لكن از اين مشتي و از ديگري مشتي برگرفته با هم در مي آميزند پس در اين جاست كه شيطان از فرصت فتنه و آشوب فكري پيش آمده سود جويد و بر دوستان و هواداران خود چيره گردد و (( كساني ‌(از اين آتش پر از دود سياه مي رهند) كه سر انجام نيكي از جانب خدا برايشان پيش افتاده باشد)).

اكنون توضيح كوتاهي درباره اين سخن بلند:

  1. هواهاي شخصي، هوس هاي منحرف، خواست هاي بي پايه، عقده هاي سركوفته، كينه ها ، كج فهمي ها ، برداشت هاي خود سرانه از واقعيت ، سطحي نگري ها ، بينش هاي تنگ و اين گونه هواها است كه سنگ بناي فتنه را مي گذارد.
  2. بر همين مسير، فرمانها و دستورها و درخواست ها و آموزش هاي منحرف نيز پيش مي روند كه هيچ پيوندي با نياز هاي مردم و  واقعيت هاي موجود ندارد.
  3. اين دستورها و فرمانها و آموزش ها و برداشت ها با كتاب خدا هيچ هماهنگي و توافقي ندارد ليكن هواپرستان و عقده داران و تنگ نظران و بيمار دلان آنها را عين احكام خدا و آموزش هاي كتابش ادعا مي كنند.
  4. كساني كه بدين شيوه ها كارها را به دست گرفته اند پيوندهاي خويشي، روابط دوستانه ، عوام زدگي ، شخصيت پرستي و خرده حسابهاي خصوصي را بر ضوابط و معيار هاي قرآني ترجيح مي دهند و بر پايه اي ضد مذهبي و غير عادلانه از افرادي ياري مي جويند كه خواست آنان را بپسندند نه دين خدا را.
  5. اين كسان باطل خود را برهنه به ميدان نمي آورند بلكه لباس حق بر تنش مي پوشانند ، در گفتار خود پيوسته از حق سخن به ميان مي آورند ، خود را طرفدار جدي حق مي شناسانند و با آميختن مشتي از حق و مشتي از باطل افراد سطحي نگر و كم آگاه و ساده دل و شخصيت پرست و قشري و كج انديش را دچار شبهه مي كنند و سر انجام تحت تاثير قرار داده و به سوي خود مي كشانند و حتي حقيقت جويان نيز به شبهه افتاده به آساني نمي توانند حق را از باطل تشخيص دهند.
  6. شيطان از آغاز در كمين گمراهي بشر بوده است و خدا او را به عنوان دشمني كمين كرده و مترصد فرصت به انسان ها معرفي كرده است . شيطان به خدا اعلام مي كند كه همه بندگانت را به گمراهي كشانيده با خود به مغاك جهنم مي برم مگر بندگان مخلصت را، پروردگار در پاسخ مي گويد : تنها برآن دسته از بندگانم مي تواني چيره شد كه به دنبال گمراهي و گمراهان كشيده شده اند و زمينه چيره شدن تو را در خود ايجاد كرده باشند و پروا پيشگان به دنبال تو كشيده نمي شوند.* و بهترين زمينه چنين فتنه هاي اجتماعي است كه ظاهري مذهبي دارد لكن ضد مذهب است. شيطان در چنين مجتمعي حاكم و چيره است و تنها كساني از اين فتنه نجات مي يابند كه با چراغ تابناك پروا داري راه هدايت را از ميان بيراهه ها بشناسند و به پيش روند. 


              * مضامين آيات 39 تا 45 سوره حجر