عشق عليه السلام آمده است...
1- جايتان خالي هفته گذشته خدا توفيق داد و يكبار ديگر به زيارت كربلاي ايران مشرف شدم. همان اردوي راهياني كه ديگر دارد با گوشت و خونم آميخته مي شود و كم كم احساس مي كنم سالي كه بدون رفتن به راهيان شروع شود سال شدني نيست. انتهاي هر سال بايد ناخالصي ها و ناپاكي هاي آن سال را با آب ديده از بين برد و خود را براي سالي جديد و شروعي دوباره مهيا كرد. البته آنچه كه اهميت دارد نه خود اينگونه زيارات بلكه پايبندي به وعده ها و قول و قرارهايي است كه ميان ما و شهدا رد و بدل مي شود. امسال احساس مي كردم بيش از هر سال نيازمند به ديدار شهدا هستم. سال 89 براي من سال پر فراز و نشيبي بود هرچند كه با همه خوشي ها و ناراحتي هايش تا چند ساعت ديگر به پايان مي رسد. امسال نمي خواهم سفرنامه اي بنويسم و دوست دارم آنچه گذشت بين خودم و شهيدان و خدايمان باقي بماند. درد دل ها هماني است كه سال گذشته نوشته بودم كه مي توانيد از اين جا بخوانيد. فقط بايد به همه آنها يك نكته را اضافه كرد و آن هم صحبت حاج حسين يكتا در اروند امسال بود . اروندي كه زير بارش شديد باران به زيارتش رفته بوديم. همه حرف حاجي يك نكته بود. (( گريه انقطاع)) همان گريه اي كه بچه ها شب هاي عمليات داشتند و از همه چيز مي بريدند تا بتوانند براي پرواز آماده شوند. همان چيزي كه مي تواند اين روزها دواي درد بي درمان وابستگي هايمان باشد.
امسال يك تفاوت ديگر نيز با سال هاي گذشته داشت و آن هم بازديد از يادمان ((هور)) بود. وقتي قرار شد از طلائيه، قبل از رفتن به شلمچه ، راهي هور شويم حس چندان خوبي نداشتم . آخر دلم براي رسيدن به شلمچه پرپر مي زد . اما ورود به هور ، روايت گري دلسوخته اي مانند حاج خليل موحدي ، و شهداي گمنامي كه تازه يك هفته قبل از ورود ما در تفحص پيدا شده بودند حال و هوايي را در هور العظيم برايمان رقم زد كه فكر مي كنم زبان همه دوستان از بيانش ناتوان است. راهيان امسال ما به عقيده من در همان هور خلاصه مي شد.
خدا كند كه بتوانيم بر عهد هايي كه بسته ايم استوار و ثابت قدم بمانيم.
2- جنايات جلادان روزگار تمامي ندارد انگار. قذافي ملعون كم بود كه آل سعود پليد هم در حال تكميل كلكسيون جناياتش عليه مردم بي دفاع و مظلوم است. نمي دانم در اين رابطه چه تكليفي داريم و چه كار هايي مي توانيم انجام دهيم. گذشته از برخي كار هاي محتوايي و توليدات در اين زمينه و احيانا ابراز هم دردي و گاها برگزاري چند تجمع و بيانيه و ... نمي دانم ديگر چه كارهايي مي توان انجام داد. دوستان اگر پيشنهادي دارند خوشحال مي شوم بفرمايند تا بتوانيم در برنامه ها ي آينده از آن استفاده كنيم. تجمع روز جمعه كه در آن كمي از خشم انقلابي ملت رو شد و دامنش كنسولگري عربستان را گرفت هم آنقدر بازتاب در رسانه هاي مختلف چپ و راست و بالا و پايين داشت كه ديگر نوشتن امثال من زياده گويي است. عكس هايش را از اين جا مي توانيد ببينيد.
3- اين ها هم تقديم به رهبر عزيزتر از جانمان كه مشهد يكبار ديگر شاهد قدوم مباركش خواهد بود ان شاءا...
آمده لحظه هاي باراني عطر رويايي جماراني
((شهر مشهد شده سراسر شور)) آمده سيد خراساني
عطر و بوي امام (ره) آمده است يار والا مقام آمده است
عاشقان را خبر كنيد امروز عشق عليه السلام آمده است

شهر با مقدمت بهاران است در نگاهت زلال باران است
جلوه بي بديل روح ا... چشم هايت مسيح ايران است
از عبايت بهار مي ريزد از صدايت قرار مي ريزد
پسر مرتضي ز چشمانت عزت و اقتدار مي ريزد
از حوالي كربلا يك روز مي رسد يار آشنا يك روز
مي دهد رهبرم به صاحب عصر (عج) بيرق انقلاب را يك روز
تنبيهات
1- قبل از سفر براي خداحافظي يادداشت بلند بالايي نوشته بودم. اما بيچاره عمرش به دنيا نبود و بعد از دوازده ساعت بنا به دلايلي حذفش كردم. مي دانستم شما آنقدر بزرگوار هستيد كه حقير را حلال كنيد و در عوض من هم به ياد همه دوستان بودم.
2- نمي دانم به چه زباني بايد به اين دوستان بزرگوار گفت كه از آوردن رنگ در اين تجمعات خودداري كنند. آخر نيروي انتظامي كه جلو را مي بندد و اين رنگ ها به مقصدشان نمي رسد! فقط هزينه اش رنگي شدن خودمان است. ما هم كه انگار رسم شده و بايد در هركدام از اين تجمعات يك كاپشن از دست بدهيم .در آن شلوغي تا آمديم به هم بجنبيم پلاستيك رنگ دوستان به مقصودش نرسيد كه بماند ، بنده و ساير شركت كنندگان را قرمز كرد ! مشكل اين رنگ ها هم اين است كه سر جايشان ثابت هستند و ظاهرا روشي هم براي پاك كردنشان وجود ندارد. به شدت خواهان تجربيات ساير بزرگواران براي پاك كردن اين نوع رنگ ها هستيم!!!
3- شعر ها هم مربوط به جناب سلحشور است . بنده فقط مصرع سوم را دستكاري كردم . ان شاءا... كه سال 90 سال پر خير و بركتي براي همه مسلمانان باشد و خدا اين سال را سال فرج مولايمان حضرت حجت (عج) قرار دهد. لحظه تحويل سال حقير را فراموش نكنيد .
يا علي
بسم الله الرحمن الرحیم