(تاملی پیرامون دو مفهوم اسلام ناب و اسلام آمریکایی)

تنبیهات پیش از اشاره:

۱- بیانات بسیار مهم مقام معظم رهبری را در مورد خط امام (ره) از سایت نشر آثار ایشان حتما بخوانید.

۲- این روز ها اقدام وحشیانه رژیم صهیونیستی در حمله به کاروان آزادی دل همه آزادگان دنیا را غمگین و جریحه دار ساخته. در این باره آنچه به ذهنم رسید در تجمع دانشجویی گفتم که خلاصه اش را می توانید از اینجا بخوانید.

۳- متن زیر را برای ویژه نامه ((آقا روح ا...)) نوشتم. کمی طولانی است لذا تا هرجایش را که خواستید بخوانید، اگر هم که نخواستید التماس دعا.

 ارتقای بصیرت و کسب معرفت روزافزون نسبت به اندیشه های معمار کبیر انقلاب اسلامی بی شک یکی از مهمترین وظایف نسل سوم متعهد و انقلابی کشور محسوب می گردد. چرا که تنها با شناخت و درک صحیح این اندیشه هاست که می توان در مسیر آرمانهای متعالی تحول عظیم بهمن 57 قدم برداشت. شاید بتوان گفت که بازخوانی انیشه های امام ، آرمانها و اهداف انقلاب از دو جهت حائز اهمیت باشد: اولاً، بازخوانی اندیشه ها و آرمان ها، می تواند در تجزیه و تحلیل رویدادهای جاری و گذشته انقلاب به عنوان شاخص مورد استفاده قرار گرفته تا جهت گیری ها اصلاح شده و با خروج از مسیر اصلی انقلاب مقابله گردد. در ثانی، در این برهه بسیار حساس که دشمنان اسلام و انقلاب برای مبارزه و جلوگیری از نفوذ اندیشه های آن بزرگ در میان اقوام و ملل مختلف دنیا ، استحاله ی فکری و تهاجم همه جانبه به افکار و اعمال نیروهای انقلابی را در دستور کار دارند، ضرورت شناخت دقیق و بینش کافی در این زمینه بیشتر احساس می گردد. استقامت و جانبازی در راه اشاعه ی اسلام ناب محمدی (ص) ، بدون شک تنها نصیب کسانی خواهد شد که با دست یابی به معرفتی عمیق نسبت به اندیشه های حضرت امام از بینش و بصیرت لازم در این زمینه برخوردار باشند.

یکی از اساسی ترین مفاهیمی که حضرت امام در طول زندگی گهربارشان سعی در تبیین و تفسیر هرچه بیشتر آن داشتند، دو مفهوم اسلام ناب محمدی (ص) و اسلام آمریکایی و همچنین لزوم مبارزه با اسلام آمریکایی می باشد. ایشان به خوبی می دانستند که چه در زمان حیاتشان و چه بعد از ایشان مهمترین موضوع، چالش میان طرفداران اسلام ناب از یک سو و طرفداران اسلام آمریکایی از سوی دیگر است. لذا تلاش زیادی در جهت تبیین شاخص ها و تفاوت های آن انجام دادند. اسلامی که امام شارح و نماینده آن بود، در هنگامی پیروز شد که ملت های محروم تجربه خوش آیندی از نهضتهای «چپ» و «ملی گرا» نداشتند، حرکت هایی که یا در آغاز ابزار دست بیگانگان بوده اند ویا به سبب نداشتن ریشه در فرهنگ و وجدان و باور تاریخی مردم دیر یا زود منحرف شده یا بی ثمر مانده اند.

اسلام امام در عصر انقطاع کامل انسان از حقیقت وجودی خود و تسلط بی چون و چرای ماده و اصالت تمایلات نفسانی بر زندگی بشر، باری دیگر روح حیات را بر کالبد بی جان آدمی دمید و توسعه و تعالی تؤام با هم را برای بشر به ارمغان آورد. اسلامی که در آن «توحید» زیر بناست و رسالتی جز «انسان سازی» ندارد، آن هم تربیت انسان در همه ابعاد وجودی وی. 1

امام خمینی در عصر عسرت ایدئولوژی بشری و ناتوانی آنها از تأمین عدالت و استقرار آزادی برای تمامی اقوام و ملتها و در دوره رواج دد منشی های قدرت های سلطه گر و در عصر بردگی جمعی  بیشتر ملت های محروم انگیزه مردمی ترین قیام آزادی بخش و عدالت خواه شد و عنان سرنوشت ملتی بزرگ را به دست خود او سپرد و با آزاد کردن نیروهای معجزه گر درونی جامعه شگفتی ساز دوران شد.

فاصله ميان اسلام بي تفاوت، خمودي آفرين و واپس گرا، اسلام راحت طلباني كه تمام همشان اين است كه طعمه اي پيدا كنند و بخورند و بخوابند 2 ، اسلام زراندوزان حيله گر و قدرتمندان بازيگر و مقدس نمايان بي هنر3 ، اسلام التقاط ، اسلام سازش و فرومایگی4 ،  اسلام سرمايه داري، اسلام مستكبرين، اسلام مرفهين بي درد، اسلام منافقين، اسلام فرصت طلبان و در يك كلمه اسلام آمريكايي5 با اسلامي كه طرفداران واقعي آن هميشه از مال و قدرت بي بهره بوده اند.6، اسلام فقرای دردمند، اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیت ها 7 ،  اسلام پابرهنگان زمين، اسلام مستضعفين، اسلام رنج ديدگان تاريخ،  اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاك طينتان عارف ، اسلام ائمه هدی(ع) و در يك كلمه اسلام ناب محمدي (ص)8 ، فاصله ای به اندازه تمامي تاريخ اسلام است.

«از صدر اسلام تا كنون دو طريقه، دو خط،‌بوده است: يك خط، خط اشخاص راحت طلب كه تمام همتشان به اين است كه يك طعمه اي پيدا كنند و بخورند و بخوابند و عبادت خدا هم آنهايي كه مسلمان بودند مي كردند، اما مقدم بر هر چيزي در نظر آنها راحت طلبي بود... . اين در طول تاريخ تا حالا بوده است... . اسلام را خلاصه كرده بودند در عبادات، مثلاً نماز و روزه و امثال اينها، براي اسلام هم غير از اين، خيلي؛ نه اطلاعات صحيح داشتند و نه ارزشي قائل بودند، همان بايد در منزل ها بنشينند و نگاه كنند و به ديگران اشكال كنند... . يك دسته ديگر هم انبياء بوده اند و اولياي بزرگ، آنها هم يك مكتبي بود و يك خطي بود، تمام عمرشان را صرف مي كردند در اينكه با ظلم ها و با چيزهايي كه در ممالك دنيا واقع مي شود همشان را اينها صرف مي كردند در مقابله با اينها... . اين دورشته، از اول خلقت تا حالا بوده است.» 9

اسلامي كه حضرت امام نقش احياگري آن را در قرن بيستم بازي مي كرد اسلامي است آميخته با سياست. در اين نگرش، «اسلام فقط عبادت نيست، فقط تعليم و تعلم عبادي و امثال اينها نيست، اسلام سياست است و از سياست دور نيست» 10

در اين اسلام قرآن كريم آمده است همه ابعاد انسان را بسازد و علاوه بر روابط بين شخص و خالق تبارك وتعالي و مسائل توحيد و قيامت و ... پر است از آياتي كه مردم را وادار كرده است و پيغمبر را مأمور ساخته كه جنگ كنند با ظالم ها و با كساني كه متعدي هستند. 11

در اين نگرش حتي يكي از فلسفه هاي بزرگ حج بعد سياسي آن است12و اوج اين حركت عظيم سياسي را مي توان در مراسم اعلان برائت از مشركان دانست. اعلان برائتي كه در آن «فرياد برائت ما، فرياد برائت همه مردماني است كه ديگر تحمل تفرعن آمريكا و حضور سلطه طلبانه ي آن را از دست داده اند و نمي خواهند صداي خشم و نفرتشان براي ابد در گلوهايشان خاموش و افسرده بماند و اراده كرده اند كه آزاد زندگي كنند و آزاد بميرند و فريادگر نسل ها باشند. فرياد برائت ما، فرياد فقر و تهيدستي گرسنگان و محرومان و پابرهنه هايي است كه حاصل عرق جبين و زحمات شبانه روزي آنان را زراندوزان و دزدان بين المللي به يغما برده اند و حريصانه از خون دل ملت هاي فقير و كشاورزان و كارگران و زحمتكشان به اسم سرمايه داري و سوسياليزم و كمونيزم مكيده و شريان حيات اقتصاد جهان را به خود پيوند داده اند.» 13

اسلام ناب حامی مستضعفان و محرومان بوده و « آن که به حال مستمندان و ضعفا بیشتر عنایت دارد تا به حال دیگران، آن که طرفدار مستضعفین است ، آن رژیمی که می خواهد مستضعفین را از قید و بند آن گرفتاری ها بیرون بیاورد آن اسلام است» 14

این رابطه یک رابطه دو سویه است چرا که حامیان اصلی اسلام ناب نیز در طول تاریخ، مستضعفین و محرومین بوده و هستند.« جنوب شهری های محروم و طبقه مظلوم در طول تاریخ با تعهد به ارزش های انسانی و اسلامی بیشتر و مصمم تر در مقابل قدرت ها و وابستگان و دلباخته گان به آنها به پا خاسته و می خیزند» 15 و « تنها آنهایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند» 16

حقيقت اين اسلام است كه «انسان ها را به گونه اي مي سازد كه به جز حق و مبدأ خلق به هيچ مكتبي تسليم نشوند و تحت تأثير هيچ قدرتي واقع نگردند 17 و با افتخار هر چه تمام تر اعلام كند كه «ما مي گوييم تا شرك و كفر هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستيم.»18

در طرف مقابل این جریان اصیل اسلامی، اسلام آمریکایی قرار دارد که می توان طرفداران آن را در سه دسته تقسیم بندی نمود. دسته اول را حکومت های سلطه طلب و استعمارگر تشکیل می دهند که رواج هرچه بیشتر اسلام ناب را سدی عظیم در برابر خواسته های شیطانی و سیطره همه جانبه سیاسی ، اقتصادی، فرهنگی و نظامی خود دانسته و از هرگونه تلاش برای جلوگیری از نفوذ آن در میان  ملتها کوتاهی نمی کنند. « در نهاد و سرشت آمریکا و شوروی کینه و دشمنی با اسلام ناب محمدی (ص) موج می زند» 19   «آمریکا دشمن شماره یک مردم محروم و مستضعف جهان است . آمریکا برای سیطره سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و نظامی خویش بر جهان زیر سلطه ، از هیچ جنایتی خود داری نمی نماید. او مردم مظلوم جهان را با تبلیغات وسیعش که به وسیله صهیونیسم بین الملل که سازماندهی می گردد استثمار می نماید. او با ایادی مرموز و جنایت کارش چنان خون مردم بی پناه را می مکد که گویی در جهان هیچ کس جز او و اقمارش حق حیات ندارند.» 20

دسته دوم که تحت حمایت و طرفداری گسترده دسته اول قرار دارند جریان نفاق و دورویی را تشکیل می دهند. جریانی که مبارزه با آنها به مراتب از مبارزه با دسته قبل سخت تر و طاقت فرسا تر است. « امروز هم مسلمانها مبتلا به دسته ای از منافقین هستند که کار این ، کار مسلمانها با این منافقین مشکل تر است با کارشان با محمد رضا. محمد رضا ایستاده بود و می زد و می کشت و تکلیف ملت با او معلوم بود . ملت می رفت به جنگش ، اما یک دسته ای که در ظاهر اظهار اسلام می کنند ، در ظاهر برای اسلام دعوت می کنند ، در ظاهر حرف اسلام می زنند ، قلم هایشان و قدم هایشان برای اسلام است لکن زیر پرده با اسلام مخالفند، مخالفت با اسلام می کنند در زیر پرده، با اینها باید چه بکنیم؟ کار با اینها بسیار مشکل است و حل مساله منافقین ، پیغمبر اکرم (ص) هم نمی توانست حل بکند، حضرت امیر(ع) هم گرفتار اینها بود و حلش نمی شد بکنی، حلش مشکل است» 21

جلوه منعکس شده از ایران به خارج و طرح نویی که عجز و ناتوانی بیگانگان در نبرد سخت را به همراه داشت باعث شد تا مبارزه با انقلاب ایران در قالب نرم و تحت نفوذ همین جریان نفاق ادامه یابد. پرتو این جلوه تا آنجا ادامه یافت که برای ضربه زدن به مبانی اساسی اسلام ناب ، همگان اسلام شناس شدند و « اسلام شناسی تقریبا رو به تورم است» 22. « آنها هم که به اسلام اعتقاد ندارند حالا می گویند اسلام باید باشد ، حدود اسلامی باید باشد» 23  و « کارتر ادعا می کند که ایران اسلام را نمی داند» 24

در این میان می توان گفت که اصلی ترین راه برای شناخت این جریان و درک حقیقت پوشالی آن نگاه دقیق و موشکافانه به عملکرد و نحوه عمل این دسته می باشد چرا که « هرچه اینها می کنند بر خلاف آن مسایلی است که می گویند. حرفش را می زنند، عملشان ، کارشان برخلاف اوست. آن که می گوید اسلام ، می گوید اسلام ، اسلام ، اسلام ، اسلام راستین باید باشد ، این اسلامی که اینها می گویند اسلام راستین نیست ، آنوقت یک همچو جنایتی را می کنند به اسم اسلام راستین» 25

دسته سوم هم در جریان اسلام آمریکایی ، دسته ای است که دچار یکی از چند نوع فهم اشتباه و خطرناک از اسلام شده است.دارندگان فهم ارتجاعی ، فهم التقاطی ، فهم انحرافی ، فهم اجزائی و از همه خطرناک تر فهم اشرافی از دین و اسلام در این دسته قرار می گیرند که شرح و بسط آن در این مختصر نمی گنجد.

دامنه تقابل میان اسلام ناب و اسلام آمریکایی در همه شئون زندگی تجلی می یابد و امام خمینی نیز مخصوصا بعد از پایان یافتن نبرد مسلحانه و دفاع مقدس ، آنجا که دیگر جنگ و خون برای جدا کردن مرد از نامرد و مسلم از منافق پایان یافته بود ، به تبیین آن در همه سرفصل ها مانند حوزه ، دانشگاه، فرهنگ عمومی ، هنر, سیاست داخلی و خارجی، اقتصاد ، فقه و ... پرداختند و شروع تمام عیار این مبارزه را گوشزد نمودند.

« امروز جنگ حق و باطل ، جنگ فقر و غنا ، جنگ استضعاف و استکبار و جنگ پابرهنه ها و مرفهین بی درد شروع شده است. و من دست و بازوی همه عزیزانی که در سراسر جهان کوله بار مبارزه را بر دوش گرفته اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلای عزت مسلمین را نموده اند می بوسم و سلام و درود های خالصانه خود را به همه غنچه های آزادی و کمال نثار می کنم و به ملت عزیز و دلاور ایران هم عرض می کنم خداوند آثار و برکات معنویت شما را به جهان صادر نموده است و قلبها و چشمان پر فروغ شما کانون حمایت از محرومان شده است و شراره کینه انقلابیتان جهانخواران چپ و راست را به وحشت انداخته است» 26

 


1-      صحیفه نور ج5 ص 107             10- صحیفه نور ج5 ص107                19- صحیفه نور ج 21 ص53

2-      صحیفه نور ج15 ص7                11- ولایت فقیه ص 5                       20- صحیفه نور ج 3ص83

3-      صحیفه نور ج21 ص 59             12 – صحیفه نور ج18 ص 8               21- صحیفه نور ج 10ص7

4-      صحیفه نور  ج21 ص30            13 – صحیفه نور ج20 ص 4                22- صحیفه نور ج 15ص129

5-      صحیفه نور ج20 ص194           14- صحیفه نور ج8 ص103                 23- صحیفه نور ج 19ص28

6-      صحیفه نور ج20 ص59            15- صحیفه نور ج17 ص42                 24- صحیفه نور ج 19ص144

7-      صحیفه نور  ج21 ص30           16-  صحیفه نور ج20 ص235               2۵- صحیفه نور ج 16ص9

8-      صحیفه نور ج20 ص196          17- صحیفه نور ج15 ص268                26- صحیفه نور ج 20ص4

9-      صحیفه نور ج 15 ص7             18- صحیفه نور ج20 ص236