درد بی دردی

(لقد جائکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمومنین رءوف رحیم) توبه 128

خیلی وقت است که ساعتها به موضوعی فکر می کنم و به ارزیابی اطرافم با معیاری جدید می پردازم. معیاری تحت عنوان درد. مطمئنا تا بحال با انواع و اقسام دردها آشنا بوده اید و طعم برخی از آنها را هم چشیده اید. شاید وقتی این واژه را می شنوید احساس خوش آیندی نداشته باشید و برخی خاطرات نه چندان خوب را به خاطر بیاورید. اما باید دانست که درد (از هر نوعش که باشد) چیز بسیار خوب و مفیدی است. به قول استاد مطهری اشتباه در برداشت بد از درد و درد داشتن شاید به دلیل اشتباه میان درد و منشاء درد است.(کمی فکر کنید)

این را در حد اشاره گفته باشم چرا که در این مختصر قصد بحث های این چنینی را ندارم. نکته دیگر که شاید جالب تر باشد این است که اصولا معیار اصلی انسانیت انسان چیزی است که از آن به (( درد داشتن )) و ((صاحب درد بودن)) تعبیر می شود. روشن است این نوع درد که ارزش ارزش ها و معیار انسانیت انسان تلقی می شود با درد های جسمانی تفاوت اساسی دارد. درد های جسمانی میان انسان و حیوان مشترک است اما این نوع درد است که به قول عده ای حتی انسان به این دلیل بر فرشته ترجیح دارد که فرشته بی درد است و انسان درد دارد. این درد اصیل همان است که از آن به عنوان ((درد خدا جویی)) یاد می شود.این درد لازمه فطرت انسان است یعنی انسان از درون طالب خداست و به گفته ابن عربی ( ما احب احد غیر خالقه ولکنه تعالی احببت). یعنی هیچ انسانی غیر از خالق خود را دوست ندارد و اگر هم انسان به اشخاص خاصی علاقه مند می شود به این جهت است که نمی داند عاشق خداست. 1 ( اگر خدا بخواهد در پست های آینده در این باره بیشتر خواهم نوشت)

محور بحث حقیر سطحی پایین تر از این بحث است. یعنی درد دیگری که در کنار این نوع و به نحوی در طول آن، مکمل رسیدن به کمال انسانیت است و آن هم چیزی نیست جز (( درد انسان نسبت به خلق خدا)). از نظر معیارهای اسلامی انسان کسی است که درد خدا را داشته باشد و چون درد خدا را دارد درد انسان های دیگر را هم دارد.2

من از بینوایی نیم روی زرد                        غم بینوایان رخم زرد کرد

آیه ای که در ابتدای متن نوشته شد هم به همین مطلب اشاره دارد. ( مردم ! پیامبری از میان شما و از جنس شما ، برای شما آمده است. اولین خصوصیتش این است که عزیز علیه ما عنتم. رنج های شما بر او ناگوار است و او درد شما را دارد . پس مسلمان کیست؟ مسلمان کسی است که هم درد خدا را داشته باشد و هم درد خلق خدا را. حریص علیکم. پیغمبر حریص نجات مردم است ، حریص بهبود بخشیدن به درد های مردم است. این می شود درد خلق داشتن.)3

این درد هاست که سراسر نهج البلاغه مولا علی (ع) پر است از آنها. درد خدا جویی و درد خلق خدا. فقط برای نمونه قسمتی از نامه 45 را با هم می خوانیم . این نامه به عثمان بن حنیف فرماندار بصره نوشته شده است که دعوت مهمانی سرمایه داری از مردم بصره را پذیرفت!

(( پس از یاد خدا. ای پسر حنیف. به من گزارش دادند که مردی از سرمایه داران بصره تو را به مهمانی خویش فرا خواند و تو به سرعت به سوی آن شتافتی. خوردنی های رنگارنگ برای تو آوردند و کاسه های پر از غذا پی در پی جلوی تو نهادند. گمان نمی کردم میهمانی مردمی را بپذیری که نیازمندانشان با ستم محروم شده و ثروتمندانشان بر سر سفره دعوت شده اند . اندیشه کن در کجایی و بر سر کدام سفره می خوری؟.... من اگر می خواستم می توانستم از عسل پاک و از مغز گندم و بافته های ابریشم برای خود غذا و لباس فراهم آورم اما هیهات که هوای نفس بر من چیره گردد و حرص و طمع مرا وا دارد که طعام های لذیذ برگزینم. در حالی که در (حجاز) یا (یمامه) کسی باشد که به قرص نانی نرسد و یا هرگز شکمی سیر نخورد . یا من سیر بخوابم و پیرامونم شکم هایی که از گرسنگی به پشت چسبیده و جگر های سوخته وجود داشته باشد یا چنان باشم که شاعر گفت: این درد تو را بس که شب را با شکم سیر بخوابی و در اطراف تو شکم هایی گرسنه به پشت چسبیده باشند. آیا به همین رضایت دهم که مرا امیر المومنین خوانند و در تلخی های روزگار با مردم شریک نباشم و در سختی های زندگی الگوی آنان نگردم؟ آفریده نشدم که غذا های لذیذ و پاکیزه مرا سرگرم سازد چنان حیوان پرواری که تمام همت او علف ، و یا چون حیوان رها شده که شغلش چریدن و پر کردن شکم بوده و از آینده خود بی خبر است))

آری دوستان عزیز! اجازه دهید در پایان کمی خودمانی صحبت کنم. پای صحبت های افراد و اقشار گوناگون بوده ام  و زندگی کردن هایمان را با این شاخص ارزیابی کرده ام. درد امروز ما بدون تعارف، درد بی دردی است. چقدر زندگی هایمان این روزها از درد خالی شده است . اصلا کار را به آنجا رسانده ایم که صاحب درد که نیستیم بماند از درد فرار هم می کنیم. انسان مدرن یعنی همین! یعنی خوشی، یعنی بی خیالی، یعنی لذت طلبی. ای کاش برای یکبار هم که شده لذت درد را می چشیدیم. آیا تا به حال شده بر سر سفره بنشینیم و به یاد (حجاز او الیمامه ) که هیچ ، به یاد فقرای دور و بر خودمان باشیم. به یاد آن کودکی که در پاسخ به آنکه چه خورده ای ؟ صبح و ظهر و شب. اشک در چشمانش حلقه می زند و می گوید نان و پنیر . آن هم نان و پنیری که دیگران برایمان آورده بودند.

آیا تا به حال هنگام تمییز کردن کفش هایت به یاد آن پیرزنی که در سرمای زمستان و میان برفها ، پلاستیک دور پایش پیچیده بود و به دنبال اتوبوس ها می دوید، افتاده ای؟

آیا هنگام درس خواندن ، لحظه ای که پشت میز تحریر در اتاقت می نشینی به یاد آن کودکانی هستی که مشق هایشان را در خیابان و در کنار ترازوهایشان می نویسند به امید آنکه گه گاهی من و تو برای فرار از چاقی خودمان را وزن کنیم و اندک پولی هم به او بدهیم؟

آیا تا به حال هنگام رد شدن از میان شب بازار ها ، به چهره های خسته زنانی که تا نیمه های شب به دست فروشی مشغولند تا شاید بتوانند مایحتاج زندگیشان را تامین کنند، نگاه کرده ای؟

آیا تابحال و در این گرمای تابستان هنگام نوشیدن آب خنک به فکر آن پدری بوده ای که با دست شکسته مجبور بود برای آوردن آب مسافت میان دو روستا را طی کند؟

آیا تابحال هنگام خواب به فکر کارتن خوابها ، بی خانمان ها و آوارگی هایشان بوده ای؟ آیا تا به حال شده هنگام پوشیدن لباس های زیبایت به یاد خنده های شوق کودکی که لباس کهنه ی دیگری را برایش آورده اند بیفتی؟

آیا تا به حال شده ....

* مردم شهر برای آمدن باران دعا می کردند غافل از اینکه خدا با کودکی است که چکمه هایش سوراخ است.


فقط یک تنبیه

فینال جام جهانی نزدیک است. همان جام جهانی که خوب یاد گرفته اند به امثال  آن از درد ها تهی سازند ما را. نکند که به قول یکی از دوستان صدای فریاد و شیون کودکان مظلوم و در محاصره غزه میان هیاهوی شیپورهایش گم شود تا مبادا صدایشان از آرامش و لذت زندگی هامان بکاهد. ای کاش هشت پای کوچکی که این روزها سرگرمی خوبی برای رسانه ها شده از آینده اختاپوس وحشتناکی که بر بیت المقدس چنبره انداخته و از اهداف شومش برایمان می گفت!! چقدر دردآور بود دوربین هایی که برای فیلم برداری از این هشت پا آمده بودند. ای کاش کودکانی که هر روز در حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی یتیم شده و یا خود جان می بازند به اندازه همین موجود کوچک اهمیت داشتند. ای کاش افرادی بودند تا بنشینند و به جای تعداد توپ هایی که به تیر دروازه ها می خورد تعداد توپ ها و تیر هایی که در نوار غزه خانه ها را ویران می کند و سینه ها را می شکافد شمارش می کردند و بعد ما می نشستیم و برای مجازات متجاوزان بالغ بر دو و نیم میلیون پیامک می زدیم تا شاید جایزه انسانیتمان را اضافه کنند!!!


1-     حاصل عمر نوشته عبدا... نصری

2-     انسان کامل، اثر استاد شهید مرتضی مطهری

3-     همان منبع


دیده بگشا...

* می خواستم درباره موضوعی تحت عنوان (بیداری)  مطالبی را بنویسم که بنا به دلایلی امکان نوشتن حاصل نشد(1)

فعلا این تک جملات را داشته باشید تا ان شاء ا... بعضی درد دل ها بعدا گفته شود.

(( و باید دانست که رذالت و پستی نقص و واماندن از کمال چیزی است که تنها نفس مشتاق به کمال از آن احساس زجر و مشقت می نماید و آن اشتیاق معلول بیداری است که اکتساب کمال را نتیجه می دهد.)) (2)

 ((اکنون که در مجاورت بدن و در اشتغالات و علایق آن غوطه ور شده و به کمالی که وصول به آن برای تو ممکن است، اشتیاقی نداری یا از داشتن ضد آن احساس درد و رنج نمی کنی ، بدان که این تباهی از خود توست ، نه از کمالی که در تو امکان وجود دارد)) (3)

* روز های زیبای  ماه پر برکت رجب یکی پس از دیگری می گذرد. شاید یکی از بهترین کارها این باشد که کمی با خود خلوت کرده و بیندیشیم که از کجا آمده ایم و آمدنمان بهر چه بوده و به کجا می رویم آخر!

گاهی اوقات همین اندک لحظات اندیشیدن است که مسیر یک زندگی را عوض کرده و پایانی متفاوت را رقم می زند.

* ((الم یان للذین امنوا ان تخشع قلوبهم لذکر الله)) (4)  آیا وقت آن نرسیده که مدعیان ایمان، قلبشان برای یاد خدا نرم و آرام شود؟ یعنی تا کی قساوت قلب، تا کی تجری و عصیان ، تا کی پشت به خدا کردن؟ آیا وقت رو برگرداندن ، رو کردن به سوی خدا نیست؟ آیا وقت جدا شدن از گناهان نیست؟ (5)

* برای سیزدهم رجب و میلاد حضرت امیرالمومنین علی (ع):


ديده بگشا اي به شهد مرگ نوشينت رضا
ديده بگشا بر عدم، اي مستي هستي فزا
ديده بگشا اي پس از سوء القضا حسن القضا
ديده بگشا ازكرم، رنجورِ دردستان، علي
بحر مرواريد غم، گنجورِ مردستان، علي

---
ديده بگشا رنج انسان بين و سيل اشك و آه
كبرِ پستان بين و جام جهل و فرجام گناه
تير و تركش، خون و آتش، خشم سركش ، بيم چاه
ديده بگشا بر ستم، دراين فريبستان، علي
شمع شبهاي دژم، ماه غريبستان، علي

---
ديده بگشا نقش انسان ماند، با جامي تهي
سوخت لاله، مرد ليلي، خشك شد سروِ سهي
زآگهي مان، جهل ماند و جهل، ماند از آگهي
 ديده بگشا اي صنم، اي ساقي مستان، علي
تيره شد از بيش و كم، آيينه ي هستان، علي (6)

 


تنبیهات:

1-       شاید مهم ترین آن درگذشت ناگهانی و غیر منتظره  عموجانم بود. چنانچه برایتان امکان دارد روح  ایشان و همه آنانی  که در این روزهای با عظمت سر به سینه تراب گذاشته اند  را با ذکر  یک صلوات شاد کنید.

2-       الاشارات و التنبیهات ، ابن سینا ، ج3 ، نمط 8، تنبیه 12، در بهجت سعادت

3-       همان ماخذ، ج 3 ، نمط 9 ، تنبیه 9

4-       سوره حدید آیه 16

5-        آزادی معنوی ، استاد شهید مرتضی  مطهری

6-       شاعر: استاد علی معلم دامغانی