جنگ ایران و غرب پشت خاکریز های اقتصادی


مصاحبه با روزنامه جوان مورخ 16 اسفند 1390


" جوان " : مقام معظم رهبری سال 90 را سال جهاد اقتصادی نامگذاری فرمودند. پیرامون این بحث همانطور كه ايشان در سخنرانيهايشان تبيين فرمودند، جهاد اقتصادي را فقط در رشد و رفاه شخصي ندانستند و  تحقق اين امر را حركت جهادگونه عموم مردم و مسئولان  در زمينه اقتصاد معرفي فرمودند. نظرتان را درباره اينكه  آيا جنبش دانشجويي ميتوانست به اين امر ورود پيدا  كند يا نه و چگونگي آن را توضيح بفرماييد؟

حضرت آقا در سخنانشان روي اين نكته  بسيار تأكيد كردند كه اين يك شروع است،  كما اينكه وقتي سال 88 به عنوان سال «اصلاح الگوي مصرف» نام گرفت نه اينكه  فقط در همان سال اين اصلاح صورت گيرد  بلكه اين شروع يك روند است. اگر اين بحث را بخواهم كلي تر نگاه كنم بعد از سال 57 كه انقلاب پيروز شد و فضاي دو  قطبي جهان كه امريكا و شوروي سردمداران اين دو جريان بودند، بعد از فروپاشي شوروي و تفكر كمونيسم، ليبراليسم تنها تفكر حاكم در جهان  شد و خود را يكه تاز ميدان ميديد و در عصري كه گفته ميشد خدا مرده است و دين افيون توده هاست به يكباره در منطقه استراتژيك دنيا انقلابي مبتني بر گفتمان ديني شكل گرفت كه داعيه دار يك گفتمان جهاني بود. همانطور كه حضرت امام خميني(ره) فرمودند كه ما انقلابمان را به دنيا صادر خواهيم كرد يا بحثهايي كه ايشان مطرح ميكردند تحت عنوان حزب جهاني مستضعفين كه اساس گفتمان غرب را به چالش كشيد، از بنيان هاي فلسفي و فكري تا نحوه حكومتداري و نگاه به مسائل مختلف مانند آزادي، توسعه و... پيشتر كه آمديم ميبينيم كه خوب توانستيم در بعضي از مسائل كار كنيم؛ مانند حوزه فرهنگي يا ابعاد سياسي ما توانستيم حتي گفتمان مان را صادر كنيم به مناطقي مانند امريكاي لاتين، لبنان، فلسطين، عراق و حتي در غرب و در خود امريكا نيز اين گفتمان نفوذ كرد. 

اما مشكلي كه با آن روبه رو بوديم بحث اقتصاد بود كه ما نتوانستيم بر پايه انقلاب و فضاي بومي خودمان در حوزه اقتصاد حرفي بزنيم و كار كنيم و در اين پروسه 30 ساله انقلاب، در امور اقتصادي از نسخه هاي پيچيده شده صندوق بين المللي پول و بانك جهاني استفاده ميكرديم و اعتقاد داشتيم كه با اين ابزارها ميتوان موفق بود.

ما پيرامون اقتصاد در حوزه نظر و در حوزه عمل گفتماني نداشتيم و در مقابل، نقطه قوت حريفمان (ليبراليسم) را حوزه اقتصاد ميتوان ذكر كرد؛ يعني اگر همين امروز بخواهيم بنيان غرب را به چالش بكشيم  همين بحث اقتصاد به عنوان چشم اسفنديار غرب است و آنها در يك نقطه اقتصادي قوي به لحاظ نظري قرار دارند (با تمام نقصهايي كه دارد) و ما اين طرف هيچ حرفي براي گفتن نداشتيم و اين يك ابزار براي غرب شد. ما ميبينيم كه غرب بعد از انقلاب دست به شبيخون فرهنگي زد كه البته با هوشياري ملت موفق نشد؛ سپس با حركت نرم سياسي آمدند تا انقلاب را مصادره كنند كه با وجود همكاري بعضي از عناصر داخلي باز هم اين امر محقق نشد. وقتي با حربه هاي فرهنگي و سياسي (نميگويم بي تأثير بود اما) نتوانست به هدفش برسد غرب با ابزار اقتصادي وارد شد. به همين علت حضرت آقا از سالهاي پيش به اين مسائل پرداختند كه با نامگذاري سال 88 به اصلاح الگوي مصرف شروع ميشود، سپس همت مضاعف و كار مضاعف كه بايد از منابع به طور كامل استفاده كرد و مصرف را اصلاح كرد. سپس وارد جهاد اقتصادي ميشويم. يعني اينكه وسط ميدان جهاد هستي و بايد جهادگونه عمل كني. يعني مانند ميدان جنگ بايد 1- از همه چيز دست بشويي و فكر نبرد باشي 2- عنصر اخلاص كه در جهاد نمايان است و نيز الهي بودن كار را مد نظر قرار دهي. در حال حاضر ما و غرب در جنگ پشت خاكريزهاي اقتصادي هستيم و عواملي مانند تحريم هاي اقتصادي نيز در همين عرصه است كه اتفاق ميافتد و هوشياري مقام معظم رهبري است كه جلوتر اين وقايع را ميبينند و رصد ميكنند و گفته ايشان كه شكستن صداي استخوان ليبراليسم به گوش ميرسد، نيز مؤيد همين مطلب است. فرمايشهاي ايشان به عنوان صدور فرمان جهاد اقتصادي، فرماني است براي تمامي آنهايي كه شعار ميدادند كه «واي اگر خامنه اي حكم جهادم دهد». پس ديگر جهاد به معناي شمشيركشي نيست، بلكه عرصه عوض شده است و بايد به ميدان بياييد و ببينيد كه آيا ارتش اقتصادي دنيا ميتواند جواب شما را دهد يا نه؛ اگر مرد عمل باشيد.

بعد از نامگذاري سال 90 به جهاد اقتصادي توسط معظم له در همان روز شاهد بسياري از مصاحبه هاي كارشناسان  و مسئولان اقتصادي بوديم درباره واژه شناسي جهاداقتصادي و باز كردن ابعاد جهاد اقتصادي  و غيره كه البته خود حضرت آقا هم فرمودند كه  مانند سالهاي پيش؛ صحبت ما بنر و پوستر نشود  بلكه به اين موارد عمل شود و مسائل را به فرعي و اصلي تقسيم بندي كنيد. مبادا كه فرعيات جاي اصول را بگيرد.

 يكي ديگر از كاركردهاي ابزار اقتصادي ايجاد نارضايتي است به اين معنا كه حتي با خوب عمل كردن در حوزه فرهنگ و سياست اگر در حوزه اقتصاد نتوانيم خوب عمل كنيم دشمن ميگويد اين حكومت نتوانسته وضعيت معيشتي مردمش را بهبود بخشد و اين نظام جوابگوي عموم نيست و از آن طرف نيز در حوزه بيداري اسلامي اين نظام را به عنوان نظام ديني ناكارآمد جلوه ميدهند. ما شاهد بوديم در ابتداي اين سال خيلي ها در عرصه جهاد اقتصادي مانور دادند و بعد از مدت زمان اندكي اين هيجان فروكش كرد و بعد از مدت اندكي حتي فرعيات پيشي گرفتند؛ مانند دوره اي كه رئيس جمهور خانه نشيني كرد و تمام رسانه ها به اين امر دامن زدند و جلوتر كه آمديم بحث اختلاس پيش آمد و سپس التهاب بازار سكه و ارز و جريان انحرافي و جنگ انتخاباتي و موضوعات فرعي كه باعث شد جهاد اقتصادي مغفول واقع شود و اين فراموشي باعث شد كه در شش ماهه اخير شاهد هيچگونه حركتي در اين عرصه نباشيم كه حضرت آقا در نشست هاي گوناگون به تبيين اين امر پرداختند. جنبش دانشجويي هم كه در ابتدا نتوانست با اين موضوع ارتباط برقرار كند و فكر كرد اين رويكرد مخصوص مسئولان در كشور و كارگران در كارخانه هاست . اين مقوله علمي است و لابد به ما ربطي ندارد و حتي اين مسئله در جنبش دانشجويي در حد يك بنر و پوستر نيز انجام نشد و جنبش دانشجويي نيز به حاشيه رفت و به مسائلي مانند خانه نشيني رئيس جمهور، دانشگاه آزاد، حقوق مادام العمر مجلس و غيره رفت و همانطور كه بحث جهاد اقتصادي در مسئولان كشور مهجور ماند، در جنبش دانشجويي نيز خيلي بيشتر مهجور ماند، چون اصلا جنبش دانشجويي اين مسئله را تحويل نگرفت و به رغم اينكه در ديدار با حضرت آقا بعضي از مسائل بيان شد، اما شاهد هيچ عملي نبوديم و  فقط در حد اينكه «جهاد اقتصادي خوب است» مطرح شد  و حتي هيچگونه مطالبه اي نيز در بين اتحاديه هاي دانشجويي صورت نگرفت.


تنبیهات

- با عرض عذر خواهی از دوستان عزیز قسمت "غزلیات" در موضوعات وبلاگ حذف گردید. باقی شعرها هم می ماند برای دفتر شعری که تنها خواننده اش خودم هستم . گاهی اوقات انسان باید حرف هایی برای نگفتن داشته باشد چرا که به قول مرحوم شریعتی " ارزش انسان به اندازه حرف هایی است که برای نگفتن دارد"

هل من ناصر ينصرني؟

قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى

مقدمه يك:

ايران كشوري است كه هم به لحاظ دارا بودن منابع مختلف طبيعي اعم از نفت و گاز و انواع و اقسام مواد اوليه (مانند معادن بسيار) براي فعاليت هاي مختلف صنعتي و توليدي و هم به لحاظ منطقه جغرافيايي كه آن را به شاه راه تجاري دنيا تبديل كرده است ، كشوري غني و ثروتمند محسوب مي شود. اما اينكه چرا اين كشور با داشتن اين همه منابع مختلف هنوز با مشكلي به نام فقر دست و پنجه نرم مي كند دلايل بسياري دارد كه ريشه برخي از اين عوامل به روحيات فردي و برخي ديگر به تصميم گيري هاي دولتي و اجنماعي ما مربوط مي شود. در حوزه فردي آنچه بيش از همه به مقوله فقر مرتبط مي شود – بدون تعارف بايد گفت- كه روحيه تنبلي و تن پروري بسياري از ما مي باشد. ااين عامل باعث شده است بسياري از ما به جاي پرداختن به فعاليت هاي توليدي به راه هاي آسان تر و البته پرسود تري مانند دلالي و واسطه گري روي بياوريم كه به زعم بسياري از اقتصاددانان امروزه ضربه بسيار مهلكي ازاين ناحيه بر پيكره اقتصاد ايران وارد شده است. در اين باره آقاي ايزدخواه در جلسه اي چند روز پيش بسيار توضيح دادند و بنده هم نمي خواهم فعلا زياد به اين موضوع بپردازم چون مقصود اين نوشتار چيز ديگري است.

اما در زمينه تصميم گيري ها و فعاليت هاي دولتي و اجتماعي به نظر من دو عامل باعث شده است كه در اين سي سال علي رغم تلاش هاي زياد صورت گرفته نتوانيم با آن سرعت مورد نظر در جهت رفع فقر قدم برداريم. يكي از اين عوامل نگاه درماني ويا به تعبير بنده (( مُسكّني)) به مقوله فقر است. يعني به جاي آنكه در برنامه ريزي هاي خود به حل ريشه اي فقر و علت هاي اصلي شكل گيري آن بپردازيم به التيام دادن آن و كاهش موقتي آن پرداخته ايم و در واقع به جاي حل علت سعي در نابودي معلول داشته ايم. عامل دوم هم كه به نحوي نشات گرفته از عامل اول مي باشد اين است كه ما به جاي آموزش ماهي گيري، ماهي دست مردم داده ايم و اين باعث شده نه تنها در بعضي موارد فقر را كاهش نداده ايم بلكه در بسياري از آنها نتوانسته ايم جلوي گسترش آن را هم بگيريم. در اين باره حرف بسيار است و اين چند سطر فقط به عنوان مقدمه براي بيان مقصود اصلي اين مطلب نوشته شد.

مقدمه دوم:

چند سالي است كه يك حركت زيبا و پرفايده به نام ((اردوهاي جهادي)) در حال برگزاري مي باشد كه همه ساله عده زيادي از جوانان دانش آموز، دانشجو، طلبه و... به مناطق محروم كشور اعزام شده و براي آن مناطق شروع به ساختن مدرسه ، مسجد ، حمام و ... مي كنند . اين حركت علاوه بر مزيت ذكر شده آثار بسيار خوب و گران قيمتي در حوزه فردي ، هم براي افراد جهادگر و هم براي مردم منطقه داشته و دارد.

 

نتيجه: از تركيب مقدمه اول و دوم مي خواهم يك آسيب را در برگزاري اردو هاي جهادي نتيجه بگيرم. ما در اين اردوها با اعزام افرادي كه به تعبير ما اقتصادي ها داراي سرمايه هاي عظيم انساني هستند به مناطق محروم و مستضعف كشور تنها نتيجه در بعد اقتصادي – و نه فردي – كه از آن حاصل مي كنيم همان ساختن يك مدرسه و يا يك مسجد و ... و در بعضي مناطق هم اندكي كارهاي آموزشي و فرهنگي است. در حالي كه اگر يك جهت دهي مناسب به اين فعاليت ها داده شود مي توان هم در بعد فردي به نتايج حاصله دست پيدا كرد و هم از نتايج اقتصادي بسيار بيشتري برخوردار شد.

بنده در فاصله تعطيلات امسال به لطف خدا توانستم طرح پيشنهادي آماده كنم كه پس از اتمام به طور كامل خدمت دوستان عرضه خواهد شد.اين طرح كه بنده اسم آن را  اردوهاي جهادي-پژوهشي گذاشته ام توسط متد هاي موجود در ((توسعه منطقه اي)) به بررسي ابعاد مختلف توسعه اجتماعي – اقتصادي منطقه پرداخته و در دو حوزه فردي و دولتي تاثيرگذار خواهد بود. در حوزه فردي رويكرد اصلي بر توانمند سازي افراد موجود در منطقه و ارائه مدل هاي كاربردي جهت حل مشكلات اقتصادي آنان مي باشد. براي نمونه ( اين مثال را هم جناب دكتر ايزدخواه در سخنراني خود زدند كه براي روشن شدن اين مطلب به نظرم مفيد آمد هرچند كه مثال ها از اين دست فراوانند) در يكي از روستاهاي كشور شغل اصلي مردم كشت چاي ترش است.مي توان گفت كه اين محصول تنها در اين منطقه كشت مي شود و كشاورزان آن توليدكنندگان انحصاري اين محصول مي باشند. حالا فقر در اين منطقه با داشتن امتياز انحصاري چگونه قابل توجيه است؟ ( دوستان رشته اقتصاد مي دانند كه هرچه درجه انحصار بيشتر باشد قدرت قيمت گذاري و مانور قيمتي آن بيشتر است. ) قيمت خريد چاي ترش از كشاورز 3 هزار تومان بوده در حاليكه در بازار تهران كيلويي 22 هزار تومان فروخته مي شود ( نقش مشكل واسطه گري را در اين مثال هم مي توان ديد) تكنيكي كه دلالان از آن استفاده كرده اند بخش عمده اش طراحي رقيب بوده است. به اين ترتيب كه به سراغ كشاورزي مي رفتند و قيمت پيشنهادي خود را مطرح مي كردند . در صورت عدم پذيرش وي به او مي گفتند كه اگر محصولش را نفروشد سراغ ساير كشاورزان رفته و از آنان خريد مي كنند . همين پراكندگي كشاورزان باعث شده بود كه محصول انحصاري آنها به صورت رقابتي به فروش درآمده و براي آن كسي كه ماهها زحمت توليد محصول را مي كشيد قيمتي جز يك قيمت حداقل ( در اين جا سه هزار تومان) بيشتر نداشته باشد و بخش عمده اي (تقريبا هفت برابر آن ) به جيب دلالان برود.حالا فكر كنيد كه اگر همين مشكل ساده مردم آن منطقه بوسيله طرح ايجاد يك تعاوني و توجيه كشاورزان منطقه براي تشكيل آن حل شود چقدر در كاهش فقر و توسعه آن منطقه مفيد خواهد بود!!!

در ثاني بسياري از مناطق محروم كشور از نداشتن نيروهاي داراي سرمايه انساني قوي و آموزش ديده و خلاق براي مسئله يابي و حل آن رنج مي برند و گاها مسئولين و مشاوران آنها هم در منطقه از سطح بالايي در اين زمينه برخوردار نيستند از سوي ديگر بسياري از نخبگان علمي ما هم در دانشگاههاي مستعد كشور در كنج كتابخانه ها و به دور از واقعيت هاي اجتماعي و اقتصادي موجود در حال بازي با برخي مفاهيم هستند. اگر بتوان اين نيروها را در قالب همين اردوهاي جهادي - پژوهشي به منطقه اعزام كرد مطمئنا مي توان علاوه بر مسئله يابي و حل آن در بعد توانمند سازي افراد ، از مشاوره هاي آنان و حتي در مواقعي مطالبه هاي آنها در سطوح دولتي و اجرايي منطقه هم استفاده كرد. توضيحات طرح بسيار استكه فقط خلاصه اي از آن ذكر شد.

 

تنبيهات

-         آنچه براي اين طرح پيش بيني شده اين است كه در فاصله باقي مانده تا تابستان آموزش هاي لازم و كافي به افراد جهادگر دانشجو در حوزه مباحث مختلف پژوهشي و مسئله يابي و تكنيك هاي توسعه منطقه اي داده شود تا ان شاءا... در تابستان سال جاري شاهد اعزام آنها به مناطق مختلف كشور باشيم.

-         ان شاءا... قرار است تا تيم هايي را به صورت الگو ، خودمان جمع و جور كرده و تابستان امسال اجرائيش كنيم. الان هم در زمينه نرم افزاري كار مانند مطالعات كتابخانه اي ، جزوات آموزشي و برگزاري كلاسها و هم در زمينه نيروهايي كه اعزام خواهند شد به كمك دوستان نياز مبرم داريم. اگر خدا بخواهد يكي دوهفته ديگر هم جلسه اي براي تشريح و توضيح كامل طرح و تقسيم كار برگزار خواهد شد.لذا دوستاني كه مايل به همكاري چه در حوزه مطالعاتي و چه در حوزه اجرايي طرح مي باشند و يا داراي تجربيات مشابه و نظرات تكميلي مي باشند و يا خواهان اطلاع از جزئيات دقيق طرح هستند مي توانند با ارسال شماره تلفن و رشته تحصيلي خود از طريق همين وبلاگ و يا به صورت مستقيم از طريق شماره تلفن 09153177157  براي همكاري در طرح اعلام آمادگي كنند تا از زمان و مكان برگزاري جلسات توجيهي و تقسيم كار مطلع شوند. سوالات دوستان هم در اين زمينه به صورت حضوري پاسخ داده خواهد شد كه مي توانند بنده را در دانشكده اقتصاد و يا از طريق پژوهشكده مطالعات اسلامي در علوم انساني دانشگاه پيدا كنند.

-         لطفا به ساير دوستان علاقه مند هم اطلاع رساني شود و دوستاني هم كه در ساير شهرها حضور دارند و داراي تجربيات و نظر در اين زمينه هستند خواهشمندم كه با شماره داده شده تماس بگيرند و يا با ايميل بنده ( در گوشه وبلاگ درج شده است ) مكاتبه نمايند.

-         نظرات اين پست هم بنا به دلايل گفته شده تاييد نخواهد شد.

مي خواستم درباره نامگذاري ((جهاد اقتصادي)) بنويسم كه ديدم اين مطلب سرعتي تر است. فقط يك نكته: همه آناني كه مي گفتند ((واي اگر خامنه اي حكم جهادم دهد)) بدانند كه حكم جهاد عمومي اين بزرگوار صادر شد. مطمئنا مي دانيد كه جهاد فقط شركت در جنگ نظامي نيست. حالا بايد ديد مي توانيم  در شناخت تكليف و اجراي آن به نحوي عمل كنيم كه حداقل به ما يك نفر ((ارتش اقتصادي دنيا نتواند كه جواب دهد)) !! مطمئنم كه مي توانيم فقط يك شرط دارد:   

((ولا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان كنتم مومنين)) آيه 139 سوره آل عمران

مرگ فاطمه 16 ساله ...

چند روز گذشته برای تهیه خبر از مناطق جنوبی به زهکلوت رودبار سفری کردیم، مثل همیشه فقری که حاصل سالها اهمال کاری مدیران گذشته بود به چشم میامد ، مردم نجیبی که سالهای متمادی از چشمان کور مسئولین وقت دور بودند و در تنهائی خود بدرد خود پیچیدند و اما هیچوقت از نظام اسلامی خود نبریدند، و در همه صحنه ها در کنار نظامشان ایستاده اند و خواهند ایستاد ، «مردمی معتقد و از بن دندان معتقد به ولایت»

در جمعه گذشته در همین سه چهار روستائی که رفتیم صحنه های متعددی به چشم آمد که با آنها حداقل می شود ۱۲ مستند ساخت… تا صدای در گلو مانده آنها را به گوش خیلی ها رساند.

در یکی از این اتفاقات با مسئله ای روبرو شدیم که قلب هر انسان دردمندی را به تنگ می آورد. اما حادثه چه بود؟

در حدود ۱۵ روز قبل، فاطمه ۱۶ ساله به همراه خانواده مظلوم و محرومش در داخل کپری که حاصل نداری پدر بود در خواب ناز صحبگاهی آرمیده بودند. آن شب بدلیل بارندگی زیاد ، آن کپر که سقف آن بجای حصیر به دلیل نداری با گِل پوشانیده شده بود(!!) ساعت ۴ صبح برسرشان آوار می شود و اعضاء خانواده فاطمه تعدادی در زیر آوار می مانند و تعدادی نجات می بایند اما در این بین فاطمه جوان ۱۶ ساله که کلاس سوم ابتدائی بود (فاطمه بدلیل مشکلات خانوادگی سالهای زیادی از مدرسه رفتن محروم بود) در زیر آوار کپر ماند وماند وماند، پدر فاطمه یک پا بیشتر نداشت نتوانست کاری برای فاطمه اش کند و فاطمه بین سقف کپر و زمین جانش را داد آنهم بدلیل اهمال کاری و تعلل مسئولین!!

اما می پرسید چرا اهمال کاری مسئولین؟؟ اگر به آنجا سری بزنید و در کنار کپر فاطمه خانه نیمه ساخته کمیته امداد را ببینید که سه سال است همچنان نیمه کاره است، قطعاً خواهی گفت که اگر مسئولین در ساخت این واحد سرعت عمل به خرج میدادند آیا امروز فاطمه بخاطر بارندگی زیر آوار کپر می ماند؟ و این سوال را با خود تکرار خواهی کرد که جان چند فاطمه دیگر در خطر است؟ و قرار است چند فاطمه جان دهن تا آقایان به فکر وضع مردم محروم این ولی نعمتان انقلاب بیفتند.

و البته این را هم اضافه کنیم بعد از این حادثه مسئولین محلی به خانواده فاطمه سرکشی نمودند و برای التیام دردهای پدر و مادر زجرکشیده اش مقداری کنسرو مواد اولیه و چادر هلال احمری به آنها داده بودند!! نمیدانیم بخندیم یا بگرییم؟!!



منبع: سايت عدالتخواهي

منبع اصلی این خبر سایت بازخوانی و بچه های کانون مشکات اندیشه جیرفت هستند.
meshkat_andisheh@yahoo.com


تنبيهات

دوست دارم فقط بينديشيم و هركس فكر كند كه وظيفه اش چيست!!

من اصبح و لم يهتم بامورالمسلمين فليس بمسلم.

پناه بر خدا....

9 سال گذشت ...

فساد اقتصادی پدیده ای پیچیده ، چند بعدی و دارای علل و آثار چند گانه است که در شرایط مختلف نقش و نمودهای متفاوتی پیدا می کند. دامنه ی این فساد از یک عمل فردی پرداخت رشوه تا یک سوء عمل فراگیر و عمومی که تمامی ارکان نظام سیاسی و اقتصادی را در بر میگیرد گسترده است. فساد مالی و اقتصادی گاهی یک معضل ساختاری سیاسی یا اقتصادی و گاهی یک مساله فرهنگی و اخلاقی فردی تلقی می شود و میتواند مشروعیت نظام حاکم را زیر سوال برده به خطر بیندازد.

هر نوع تصرف غیر قانونی در اموال دولتی وسوء استفاده از موقعیت و استفاده غیر قانونی از اختیارات و قدرت برای استفاده از امکانات مالی  فساد مالی اطلاق می شود که البته دارای مصادیق بسیاری از جمله اختلاس، رشوه، اخاذی، رانت های اقتصادی، برداشت و دخل و تصرف غیر قانونی در وجوه واموال، استفاده از امتیازات و بهره برداری های مالی و اشکال گوناگون دیگر می باشد. بنابراین می توان اذعان داشت که فساد مالی سوء استفاده از مقام وموقعیت دولتی و عمومی برای کسب منافع شخصی است. (رجوع شود به کتاب فساد مالی نوشته دادگر و معصومی نیا)

داشتن اختیارات زیاد، سوء استفاده از مقام و مسئولیت، انتساب به احزاب سیاسی مطرح و حاکم کشور، فساد مدیران و مسئولان رده بالای کشور،عدم شفافیت در عملکرد مسئولان و پاسخ گو نبودن در قبال جامعه و افکارعمومی ، وجود قوانین و مقررات مبهم ،روشن نبودن وضعیت مالی اشخاص به خصوص میزان دارایی افراد در زمان تصدی شغل دولتی و تغییرات انجام شده در آن طی فعالیت این افراد،عدم امکان کنترل و رد یابی مالی تخلفات انجام شده ، سیستم ها و روش های اداری پیچیده و نامشخص،اقتصاد رانتی و انحصاری و عدم وجود اقتصاد رقابتی، فقر برخی از یک طرف و زیادی خواهی بعضی از طرف دیگر، خدشه دارشدن اعتماد عمومی در مبارزه با مفاسد اقتصادی، فرهنگ پارتی بازی به جای شایسته سالاری وهزاران هزار عامل دیگر میتواند دریک جامعه زمینه ساز شکل گیری باندهای مختلف فساد اقتصادی گردد که در نهایت منجر به تضعیف حکومت،گسترش روز افزون نارضایتی مردم، بی ثباتی سیاسی و اقتصادی، هدررفتن سرمایه ها و دور شدن از آرمان ها، تضاد طبقاتی گسترده و ایجادفقر شدید، تخصیص ناکارآمد منابع، کاهش انگیزه سرمایه گذاری وهزاران هزار معضل وگرفتاری دیگرمی شود که در این مختصرامکان پرداختن به همه ی آنها فراهم نیست.

فرمان هشت ماده ای رهبر انقلاب در اردیبهشت سال 80 نشان دهنده ضرورتی است که برای مقابله با این پدیده و معضل از نظر بالاترین سطح مدیریت نظام احساس و تاکید می شود.

در این فرمان به درستی تاکید شده است که حکومتی که مفتخر به الگو سازی از نظام علوی است نباید مفاسد مالی را شاهد باشد و تصریح شده که اگر دست مفسدان و سوء استفاده کنندگان از امکانات حکومتی قطع نشود سرمایه گذار و تولید کننده و به طور کل دلسوزان جامعه ،احساس نا امنی و نا اطمینانی خواهند کرد. همچنین آمده است تسامح در مبارزه با فساد نوعی همدستی با مفسدان است . از طرفی در امر مبارزه با فساد ولو در مقیاس کوچک و کم حجم نباید تبعیضی صورت گیرد و هیچکس،هیچ نهاد و هیچ دستگاهی نباید استثناء باشد و همچنین باید از دادن شعار به جای اینکه اقدامی عاجل و قاطع صورت گیرد پرهیز شود چرا که مردم به دنبال محیط و جامعه عاری از اقدامات فساد آلود هستند.

در زیر با شرح و بسط بیشتری به این موضوع می پردازیم:

* یکی از موانع اصلی بر سر راه مبارزه با مفاسد مصلحت اندیشی های کاذب در بدنه ی مسئولین قضایی کشور است.

تا کی قرار است به گره زدن آبروی مجموعه نظام و انقلاب با آبروی اشخاص و احزاب و فعالان و ... بپردازیم؟

برخورد قاطعانه و بدون تسامح با ریشه های فساد و ام الفسادها ، بستن گلوگاهها و انهدام مافیای فساد اقتصادی درداخل نه تنها آبروی نظام را خدشه دار نمی سازد بلکه عزم راسخ مسئولین امر را آشکار نموده و چهره حقیقي و آرمانی انقلاب را نمایان می سازد. ((باید دانست که اعتماد عمومی به دستگاههای دولتی و قضایی در گرو آن است که این دستگاه ها در برخورد با مجرم  و متخلف قاطعیت و عدم تزلزل خود را نشان دهند .)) تهدید واقعی برای ادامه مسیر حرکت انقلاب رشد قارچ گونه ی ویژه خوارها و مفت خوارهاست که به تعبیر رهبری معظم، مشروعیت نظام در مبارزه با این عناصر می باشد والا مردم ما در مقاطع مختلف زمانی به حق نشان داده اند که به خوبی می توانند میان (موریانه های نخل انقلاب) و بدنه اصلی این درخت تنومند تفاوت قائل شوند . ((مشروعیت من و شما وابسته به مبارزه با فساد ، تبعیض و نیز عدالتخواهی است  .این پایه ی مشروعیت ماست .تکلیف ما این است که عدالت را در جامعه مستقر کنیم و این هم جز با مبازه با فساد و افسون طلبی انسانهای مفت خوار و سوء استفاده کن امکان پذیر نیست .))

* شاید یکی از جالبترین توجیه های برخی مسئولین برای عدم مبارزه واقعی با مفاسد اقتصادی ، توجیه های اقتصادی باشد .چقدر باید با نام حمایت از سرمایه گذاری و جلوگیری از خروج سرمایه ها  مبارزه با مفاسد به تعویق افتد و فرصتها بیش از پیش برای گسترش این (سرطان اجتماعی) فراهم آید . نکته ای که شخص رهبری در بند دوم پیام یاد آور می شوند: (( ممکن است کسانی به خطا تصور کنند که مبارزه با مفسدان و سوء استفاده کنندگان از ثروت های ملی ،موجب ناامنی اقتصادی و فرار سرمایه هاست. به این اشخاص تفهیم کنید که به عکس این مبارزه موجب امنیت فضای اقتصادی و اطمینان کسانی است که می خواهند فعالیت سالم اقتصادی داشته باشند . تولید کنندگان این کشور ، خود نخستین قربانیان فساد مالی و اقتصاد ناسالم اند .))

*((خشکانیدن ریشه ی فساد مالی و اقتصادی و عمل قاطع  و گره گشا در اینباره ،مستلزم اقدام همه جانبه به وسیله ی قوای سه گانه مخصوصا دو قوه مجریه و قضاییه است))

لذا یکی از آسیب های جدی فراروی مبارزه با مفاسد اقتصادی برخورد تبلیغاتی و شعارزدگی در اینباره است . اصولا مبارزه با مفاسد اقتصادی با شعار دادن به وقوع نمی پیوندد. اما متاسفانه آنچه از ابتدای صدور این فرمان تا کنون مشاهده می شود ، در بسیاری از زمینه ها بیش از آنکه ناشی از اقدام عملی باشد ،جو سازی های تبلیغاتی و به تعبیر رهبری ، تظاهر گونه بوده است. برخورد تبلیغاتی نه تنها باعث ریختن قبح این موضوع نزد مفسدان می شود بلکه شعار دادن تنها و عدم انجام اقدام عملی باعث نا امیدی روز افزون مردم و گسترش هرچه بیشتر بی اعتمادی نسبت به مسئولین در میان آنها می گردد .

   ((با این امر مهم و حیاتی نباید به گونه ای شعاری و تبلیغاتی و تظاهر گونه رفتار شود. به جای تبلیغات باید آثار و برکات عمل مشهود گردد)). یکی از مصادیق بارز برخورد های شعاری و تبلیغاتی ،پرداختن به پرونده ی (آفتابه دزدها ) به جای خشکانیدن ریشه ها و قطع ید (دانه درشتها) می باشد . باید به خوبی دانست که اعلام نام چند خرده مفسد چاره کار نیست  بلکه باید مبارزه عملی علیه ام الفسادها، نمود عینی و خارجی  پیدا کند و تا این مهم به حقیقت و فعلیت نرسد به هیچ عنوان نمی توان به مبارزه حقیقی دل خوش کرد.((به دست اندر کاران این مهم تاکید کنید که به جای پرداختن به ریشه ها و ام الفساد ها به سراغ ضعفا و خطاهای کوچک نروند و نقاط اصلی را رها نکنند. ))

* در توجیه کم کاری های مسئولین برای مبارزه جدی با مفاسد اقتصادی یا باید پذیرفت که مسئولین دست اندر کار نظریه ی (فساد روغن توسعه ) را پذیرفته اند! یا احیانا از فریادها و نعره های مخالفتها تاثیر می پذیرند . حالت سوم هم که توجیه همیشگی است مصلحت اندیشی های کاذب بود که بدان پرداخته شد. باید دانست که هیچ چیز جز عزم راسخ و جدیت در کار نمی تواند گره گشای این مشکل عظیم پیش روی جامعه باشد ((با آغاز مبارزه جدی با فساد اقتصادی و مالی، یقینا زمزمه ها و به تدریج فریاد ها و نعره های مخالفت با آن بلند خواهد شد . این مخالفتها عمدتا از سوی کسانی خواهد بود که از این اقدام بزرگ متضرر می شوند و طبیعی است بد دلانی که با سعادت ملت و کشور مخالفند یا ساده دلانی که از این القائات آنان تاثیر پذیرفته اند با آنان همصدا شوند . این مخالفتها نباید در عزم راسخ شما تردید بیفکند . به مسئولان خیر خواه در قوای سه گانه بیاموزید که تسامح در مبارزه با فساد به نوعی همدستی با فاسدان و مفسدان است )).

* یکی از اموری که زمینه ساز فساد مالی است ، تصدی امور به دست مدیران نالایق و بی تدبیر است . برای مبارزه با فساد باید مدیران عادل و با تدبیر متصدی امور شوند. متصدیان هم باید از قدرت مدیریت بالا برخوردار باشند و هم در فراز و نشیب، امتحان  طهارت و آلوده نشدن خود به  زرق و برق دنیا را داده باشند چرا که تصدی امور در نظام اسلامی مسئولیت است نه فرصت. (( کار مبارزه با فساد را چه در دولت و چه در قوه قضائیه به افراد مطمئن و برخوردار از سلامت و امانت بسپارید. دستی که می خواهد با ناپاکی در بیفتد باید خود پاک باشد و کسانی که می خواهند در راه اصلاح عمل کنند باید خود برخوردار از صلاح باشند)).

* اگر قرار است مبارزه ای صورت گیرد باید بدور از هرگونه تبعیض و استثنا انجام شود . کشیدن خط قرمزها به دلیل انتساب فرد به مسئولین ، احزاب و... در روند پیگیری پرونده و پس از آن در اجرای حکم نه تنها مشکلی را حل نمی کند بلکه به گسترش ناهنجاری های مختلف اجتماعی هم دامن میزند و شدت مسئله را دو چندان می نماید.(( در امر مبارزه با فسادنباید هیچ تبعیضی دیده شود. هیچ کس و هیچ نهاد و دستگاهی نباید استثنا شود . هیچ شخص یا نهادی نمی تواند با عذر انتساب به این جانب یا دیگر مسئولان کشور، خود را از حساب کشی معاف بشمارد. با فساد در هر جا و در هر مسند باید برخورد یکسان صورت گیرد))

* در پایان باید گفت که قوام جامعه و رشد و بالندگی آن در گرو مبارزه با مفاسد اقتصادی و ترویج روز افزون روحیه مبارزه با این مشکل در بدنه اجتماع و مردم است. به قطع می توان گفت یکی از نقش های اساسی جنبش دانشجویی مطالبه هرچه بیشتر مبارزه با مفاسد اقتصادی، ترویج این روحیه در بدنه عموم مردم و تبدیل آن به یک جریان منسجم ، هماهنگ و  پیگیر می باشد.


تنبیهات:

- جملات داخل گیومه مربوط به مقام معظم رهبری می باشد که از دل پیام استخراج شده است.

- طرفداران نظریه ( فساد روغن توسعه) بیان می دارند که فساد باعث ارتقای توسعه و مسهل آن می باشد. 

- این متن در سالروز صدور پیام (۱۰ اردیبهشت) نوشته شده بود که به دلیل عدم  فرصت جهت تایپ ( مثل بسیاری از نوشته های دیگر) منتشر نشد. زحمت تایپ آن را دوستان عزیز روح ا.. شاددل و حامد عارفی کشیدند که از هر دو بزرگوار ممنونم. 

 

آنچه فراموش كرده ايم!

چند روزي بيشتر از سالروز پيام تاريخي رهبر انقلاب به جنبش دانشجويي مبني بر مطالبه عدالت به خصوص در حوزه اقتصاد نمي گذرد. متاسفانه اين پيام كه در تاريخ 6/8/81 از جانب ايشان به دانشجويان متعهد و آگاه كشور منتشر شد مورد كم لطفي هاي فراواني از جانب جنبش دانشجويي قرار گرفت چرا كه پي از صدور آن توقع بر اين بود كه پيگيري هاي دانشجويان و مطالبات آنان از مسئولين درباره عدالت افزايش يابد و توجه اين قشر عظيم كه داعيه دار ارتباط ميان مردم و حكومت است و خود را زبان گوياي آحاد مردم مي داند به مسائل كلان و حياتي كشور به خصوص مطالبه عدالت معطوف شود اما آنچه كه امروز بيش از پيش در حركت هاي دانشجويي مشاهده مي شود همانا پرداختن به بازي هاي هميشگي سياسي و گاها هوچي گري ها و مجادله هاي بي اساس دانشجويي است. دعواهايي كه معمولا بدون هيچ نتيجه اي باقي مي ماند و فايده اي جز تخليه برخي هيجانات و احساسات ندارد.

البته قرار نيست كه فعلا به اين موضوع بپردازم چرا كه بايد دقيق تر و عميق تر و با فرصت بيشتري به آسيب شناسي جنبش دانشجويي و بيراهه هاي طي شده توسط آن پرداخت كه ان شاء الله اگر فرصتي شد در آينده به برخي عوامل آن اشاره مي شود.

اما درد اساسي در اين رابطه اين است كه همه ما برقراري عدالت اجتماعي را آرمان خود مي دانيم در حاليكه حتي توان و يا حوصله مطالبه ي سطحي ترين جزء آن يعني عدالت اقتصادي را نداريم و به برخي جنجال هاي مقطعي دل خوش كرده ايم.

زماني كه فرمان هشت ماده اي رهبر انقلاب در تاريخ 10/2/80 خطاب به سران سه قوه درباره ي مبارزه با مفاسد اقتصادي مغفول ماند توقع اين بود كه دانشجو و به خصوص جنبش دانشجويي با حفظ روحيه مطالبه گري( كه بايد به تعبير خود رهبري معظم آرمان ها را فرياد بزند) با عظمي راسخ وارد ميدان شده  و در اين راه از هيچ كوششي فرو گذار نكند اما آنچه كه عينيت يافت بسي نااميد كننده و افسوس برانگيز بوده و هست.

اي كاش همه مي فهميديم كه بسياري از مشكلات اجتماعي ، سياسي و فرهنگي كه امروز با آن دست به گريبان هستيم مولود همين مشكلات اقتصادي است اما اين ما هستيم كه مثل هميشه پرداختن به اصول و ريشه ها را كنار گذاشته ايم و به بيراها مي رويم.

شايد در اين وانفساي غفلت از آرمان هاي كلان بازخواني پيام رهبري به جنبش دانشجويي خالي از لطف نباشد.

 بسم الله الرحمن الرحيم
جوانان و دانشجويان عزيز! در اين گردهمايي دانشجويي مجموعه‌هاي متعددي از دانشجويان شركت كرده‌اند. اين نقطه روشن ديگري است كه جذابيت طبيعي گردهمايي‌هاي دانشجويي را مضاعف مي سازد.
دانشجوي متعهد و آگاه از پيش از انقلاب تا كنون همواره در جستجوي مهمترين مسائل جاري كشور بوده است. او با انگيزه آگاهي و نشاطي كه لازمه محيطهاي دانشجويي است، در پي آن است كه آرمانهاي والا و تعهد آور خود را در پيگيري اينگونه مسائل جستجو كند و در راه تحقق آن گام نهد. اين نيز خصوصيت طبيعي ديگري براي محيطهاي دانشجويي است. امروز سرآغاز فهرست بلند مسائل كشور مسئله عدالت است.
دانشجوي جوان اگرچه خود برخاسته از قشرهاي مستضعف جامعه هم نباشد، به عدالت اجتماعي و پركردن شكافهاي طبقاتي به چشم يك آرزوي بزرگ و بي‌بديل مي‌نگرد. اين احساس و انگيزه در دانشجو، پر ارج و مبارك است و مي تواند پايه قضاوتها و برنامه‌هاي عملي او براي حال و آينده باشد.
اگر عدالت، عدالت واقعي و ملموس و نه فقط سخن گفتن از عدالت، آرزو و آرمان و هدف برنامه‌ريزي هاست، پس بايد هر پديده ضد عدالت در واقعيات كشور مورد سؤال قرار گيرد.
مسابقه رفاه ميان مسؤولان، بي اعتنايي به گسترش شكاف طبقاتي در ذهن و عمل برنامه ريزان، ثروتهاي سربرآورده در دستاني كه تا چندي پيش تهي بودند، هزينه كردن اموال عمومي در اقدامهاي بدون اولويت و به طريق اولي در كارهاي صرفاً تشريفاتي، ميدان دادن به عناصري كه زرنگي و پررويي آنان همه گلوگاه هاي اقتصادي را به روي آنان مي گشايد و خلاصه پديده بسيار خطرناك انبوه شدن ثروت در دست كساني كه آمادگي دارند آن را هزينه كسب قدرت سياسي كنند و البته با تكيه بر آن قدرت سياسي اضعاف آنچه را هزينه كرده اند، گرد مي‌آورند.
اينها و امثال اينها آن نقطه‌هاي استفهام برانگيزي است كه هر جوان معتقد به عدل اسلامي ، ذهن و دل خود را به آن متوجه مي يابد و از كساني كه مظنون به چنين تخلفاتي شناخته مي‌شوند، پاسخ مي طلبد و همچنين در كنار آن ازدولت و مجلس و دستگاه قضايي، عملكرد قاطعانه براي ريشه كن كردن اين فسادها را مطالبه مي‌كند.
امروز اين مهمترين و مطرح‌ترين مساله كشور ماست و نسل جوان دانشجوي متعهد و مؤمن نمي‌تواند نسبت به آن بي تفاوت بماند.
توفيقات همگان را ازخداوند متعال خواستارم.
والسلام عليكم و رحمه الله

سيد علي خامنه‌اي - ۶/۸/۱۳۸۱