ای قوم به حج رفته کجایید کجایید             معشوق همین جاست بیایید بیایید

معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار           در بادیه سرگشته شما در چه هوایید

گر صورت بیصورت معشوق ببینید             هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

ده بار از آن راه بدان خانه برفتید                یک بار از این خانه بر این بام برآیید

آن خانه لطیفست نشانهاش بگفتید          از خواجه آن خانه نشانی بنمایید

یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدیت            یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید

با این همه آن رنج شما گنج شما باد          افسوس که بر گنج شما پرده شمایید


تنبیهات

- عشق از ازلست و تا ابد خواهد بود

جوینده عشق بی عدد خواهد بود

فردا که قیامت آشکارا گردد

هر دل که نه عاشق است رد خواهد بود


- دل دوش در این عشق حریف ما بود

شب تا به سحرگاه نخفت و ناسود

چون صبح دمید سوی تو آمد زود

با چهره زرد و دیده خون آلود


- جهدی بکن ار پند پذیری دو سه روز

تا پیش تر از مرگ نمیری دو سه روز

دنیا زن پیری است چه باشد گر تو

با پیر زنی انس نگیری دو سه روز

  - چند شبی است که جناب مولوی میهمان خلوت های شبانه ام است. ابیات فوق را از جانب ایشان برایتان هدیه آوردم. امید که مقبول افتد.