معمای عشق
آهوی گم گشته ام ، جسته به صحرای عشق
خسته ز بس گشته ام ، در پی معنای عشق
رفته ز سر عقل و هوش، و از تن و جان عیش و نوش
چون که شدم سر به پا ، محو تماشای عشق
مست به میخانه ام ، کلبه ویرانه ام
عاشق و دیوانه ام ، غرق به دریای عشق
خوب بگشتم دلم ، از پس این مشکلم
لیک نشد حاصلم ، حل معمای عشق
خلق شده آسمان ، و از پس آن این جهان
در پی من این و آن ، من به تمنای عشق
آن الف ماندگار، ثبت ز احوال یار *
هیچ نباشد به جز ، (آ) ز الفبای عشق
شکوه نکن چون رسد تیر جفایی به تو
تا که برون آید آن ، صورت زیبای عشق
(کاوه) به آخر رساند، معنی دلدادگی
لیک نفهمید کس ، حالت شیدای عشق
بهار 1390
* نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست ...
تنبیهات
خسته ز بس گشته ام ، در پی معنای عشق
رفته ز سر عقل و هوش، و از تن و جان عیش و نوش
چون که شدم سر به پا ، محو تماشای عشق
مست به میخانه ام ، کلبه ویرانه ام
عاشق و دیوانه ام ، غرق به دریای عشق
خوب بگشتم دلم ، از پس این مشکلم
لیک نشد حاصلم ، حل معمای عشق
خلق شده آسمان ، و از پس آن این جهان
در پی من این و آن ، من به تمنای عشق
آن الف ماندگار، ثبت ز احوال یار *
هیچ نباشد به جز ، (آ) ز الفبای عشق
شکوه نکن چون رسد تیر جفایی به تو
تا که برون آید آن ، صورت زیبای عشق
(کاوه) به آخر رساند، معنی دلدادگی
لیک نفهمید کس ، حالت شیدای عشق
بهار 1390
* نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست ...
تنبیهات
رمضان را هیچ چیز جز عشق بازی با معبود نمی
دانم. او عاشقانه سفره پهن کرده و تو را فراخوانده است و به دنبال بهانه می گردد
برای دوستی و تو نیز عاشقانه چشم بر هرآنچه غیر از اوست می بندی و در تجلی خانه
اخلاص ، از انوار وجودش بهره می بری. مدت زمان طولانی روز و گرمای آن در این ایام
نیز ، بر زیبایی این عشق بازی افزوده است . در این رمضان قرار است بیش از
همیشه مورد امتحان قرار بگیرم و از همین
شروعش گرمای جنگ و غوغای درونم را به خوبی حس می کنم. در سجده های عاشقانه ی
سحرهاتان، دعایم کنید که سخت محتاج دعای دوستانم. باشد که سربلند بیرون آیم.
هفته گذشته را مجبور شدم در تهران باشم. تهرانی که هوایش این روزها بدجوری آلوده شده است. آلودگی دودهای کم شدن ایمان و حیا که آلودگی اگزوز ماشین هایش در مقابل آن بسیار ناچیز است. نمی دانم چرا؟ اما هر زمان که وارد این شهر میشوم غمی عجیب روی دلم می نشیند و بغضی عجیب تر گلویم را می فشارد. شنبه به مشهد امام رضایم باز گشتم تا کمی در هوای ملکوتی حرم مولایمان تنفس کنم. به ناچار تا چند ساعت دیگر و بعد از افطار باید دوباره به تهران بازگردم. می دانم که این غیبت های طولانی و رفت و آمدهایم به این کلبه مجازی را مثل همیشه خواهید بخشید. باز هم می گویم، در این ایام سراسر نور دعایم کنید.
یاعلی
هفته گذشته را مجبور شدم در تهران باشم. تهرانی که هوایش این روزها بدجوری آلوده شده است. آلودگی دودهای کم شدن ایمان و حیا که آلودگی اگزوز ماشین هایش در مقابل آن بسیار ناچیز است. نمی دانم چرا؟ اما هر زمان که وارد این شهر میشوم غمی عجیب روی دلم می نشیند و بغضی عجیب تر گلویم را می فشارد. شنبه به مشهد امام رضایم باز گشتم تا کمی در هوای ملکوتی حرم مولایمان تنفس کنم. به ناچار تا چند ساعت دیگر و بعد از افطار باید دوباره به تهران بازگردم. می دانم که این غیبت های طولانی و رفت و آمدهایم به این کلبه مجازی را مثل همیشه خواهید بخشید. باز هم می گویم، در این ایام سراسر نور دعایم کنید.
یاعلی
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 15:50 توسط
|
بسم الله الرحمن الرحیم